تبلیغات
gallery - حکایت بهلول وآب انگور
آنقدر شکست می‌خورم تا راه شکست دادن را بیاموزم!!

حکایت بهلول وآب انگور

یکشنبه 22 اسفند 1389 05:49 ب.ظ

نویسنده : reza r

بهلول وآب انگور

روزی یکی از دوستان بهلول گفت:ای بهلول!من اگرانگور بخورم آیا خرام است؟بهلول گفت نه!

پرسید:اگربعد از خورد انگور زیر آفتاب دراز بکشم آیا حرام است؟

بهلول گفت:نه!

پرسید:پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای یگذاریم وآن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد آز مدتی آن را بنوشیم حرام می شود...؟

بهلول گفت:نگاه کن من مقداری آب به صورت تو می پاشم.آیادردت می آید؟

گفت:نه!سپس بهلول خاک وآب را با هم مخلوط کرد و گلوله ای گلی ساخت وآن را محکم بر پیشانی مرد زد!

مرد فریادی کشیدوگفت:سرم شکست!

یهلول با تعجب گفت چرا؟!من که کاری نکردم!این گلوله همان مخلوط آب و خاک است وتو نباید احساس درد کنی.اما من سرت را شکستک تا دیگر جرات نکنی احکام خدارابشکنی!!




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -