تبلیغات
gallery - مدیر ومنشی
آنقدر شکست می‌خورم تا راه شکست دادن را بیاموزم!!

مدیر ومنشی

پنجشنبه 19 اسفند 1389 05:18 ب.ظ

نویسنده : reza r

مدیرومنشی

مدیربه منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارها را روبراه کن منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه:من بایدبارئیسم برم سفر کاری کارهات را روبراه کن.

شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش میگه:زنم یه هفته میره ماموریت کارهات را روبراه کن.

معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه:من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام.

پسره زنگ میزنه پدر بزرگش میگه:معلمم یک هفته نمیاد بیا هرروزبزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم.

پدبزرگ که اتفاقا همون منشی شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگهمسافرت را لغو کن من یا نوه ام سرم بنده.

منشی زنگ میزنه به شوهرش ومیگه:ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه

شوهرزنگ میزنه به معشوقه اش میگه:زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت.

معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه:کارم عقب افتادو این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس ومشق.

پسر زنگ میزنه به پدربزرگش میگه:راحت باش برو مسافرت معلمم برنامه اش عوض شد و میاد

مدیرهم دوباره گوشی را ور میداره زنگ میزنه به منشی میگه:برنامه عوض شد حاضرشوکه بریم مسافرت...




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 20 اسفند 1389 01:08 ق.ظ